زندگی خنده آور است

قصدش را هم نداشته باشی

زندگی خنده آور است

و آسمان سخت به گرمای محبت روشن

و جهان پر نور است

و اگر دیده گشایی بینی

که همه عاقل و فرزانه و دانا هستند

و همه راهنمایند تو را

و به ما میگویند

که از این وقت و زمان درگذریم

که به این جا و مکان بنشینیم

باید آماده ی هر قصه ی خوبی باشیم

باید آماده ی هر خنده و شادی بشویم

باید از دشمن خود گرچه هراسان باشیم

به خداوند ولی مملو ایمان باشیم ...

به خدایی که خودش چاره گشای کار است

به خدایی که خودش دلشده و دلدار است

دل جامانده ی خود را به خداوند دهیم

که از این قصه ی کوتاه خوشایند رویم!

قصد لبخند ندارم

قصد لبخند ندارم

زندگی غم بار است

و آسمان سخت به آتش نزدیک

و جهان تاریک است

نه چراغی به کف عاقل و فرزانه بماند

نه نگاهی که کند راهنمایی ما را

و به ما گفته شده

که از این وقت و زمان بگریزیم

که به این جا و مکان بستیزیم

باید آماده ی هر درد و عذابی بشویم

باید آماده ی هر رنگ و نقابی بشویم

باید از خنجر صد دوست هراسان باشیم

به خداوند ولی مملو ایمان باشیم ...

به خدایی که خودش چاره ی بیچارگی است

دل درمانده ی خود را به خداوند دهیم

که از این دامگه غصه و آژنگ رهیم!

***

پی نوشت : حواسم به هیچ چی نیست :|

بیا صبر کنیم ...

هیچ تردید نداشته باش

آسمان هیچ گاه به وقت قبل باز نمیگردد

و کهکشان در مدار قبل آرام نمی یابد

آسمان ابری میبارد و ...

شب سیاه به ظلمت خود خاتمه میبخشد!

خورشید در میانه ی آسمان پدیدار میشود و به ما لبخند میزند!

پس تا ماه به چند پلنگ سحرگاه بیافتد بیا صبر کنیم ...

***

پی نوشت 1 : سفر خوبی بود یه حرفی زده بودم که برام یه عهدی به وجود آورده بود به عهدم وفا کردم احتمالا :)

پی نوشت 2 : قرار نیست سفرنامه بنویسم مگه دعوا دارم خوب :دی

پی نوشت 3 : شیرازی ها اینقدرها هم بد نبودن ها برام جشن تولد گرفتن کیک تولد گرفتن کادو گرفتن و ... :دی خیلی هم خوش گذشت باهاشون :دی

پی نوشت 4 : چه بده که یه چیزایی رو نمیشه گفت خوب :(

بعد نوشت : تولدم نبود ها :)

سفر

یه مدت نیستم البته امروز رسیدیم ولی فک نکنم هر روز وقت شه اینجور بیام نت که :)

***

پی نوشت: این رو میتونید بخونید در این رابطه :دی

تولد!

با خنده کسی از این گذر میگذرد

انگار که در کوچه خبر میگذرد

انگار تولد پگاهی شده است

کز بادیه لیلی و سحر میگذرد

***

پی نوشت : گویا تولد پگاهه 14 تیر :دی

قلب ما!

این روزها فقط

از زندگی درد مانده است

وز خاطراتمان زخم نبرد

ما خسته ایم و وای به حال حقیقتی:

"کز من فقط من همیشه خسته مانده است

تو فرق کرده ای و دلم کرده این قبول

کز تو فقط خنده‌های گذشته مانده است"

ما نیستیم مثل سالهای گذشته لیک

در قلب ما عشق گذشته مانده است

ما دوست داریم با هم یکی شویم

چون قلب ما مثل گذشته مانده است ...

***

پی نوشت :شعر نیست حس میکنم :دی

بی فایده

تلاش کردن بی فایده است

وقتی دست هایت را از صورتت بر نمیداری

وقتی آیینه را برای شکستن میبینی

و عمر را برای تلف کردن

تلاش بی فایده است وقتی ...

زمان از دستت عصبانی باشد و زمین عاصی!

تلاش بی فایده است ولی ... گاهی

برای بی خیال شدن فرصت دوباره بدست می آید

و برای به هم لبخند زدن گوشه ای دنج!

راحت باش ... دنیا عوض شده

و ما هنوز ... قرار است ما شویم!

***

پی نوشت 1: با مشورت بزرگای فامیل نتیم :دی قرار شد آشتی کنیم :دی

پی نوشت 2: از اونجایی که امسال اکثرش داشتم فیلم میدیدم باید سال فیلم دیدن مضاعف باشه برام :دی

پی نوشت 3: من حدودا دو سه سال با هری پاتر زندگی کردم ها ولی الآن که دارم فیلماش رو مرور میکنم حس میکنم یه چیزایی رو نمیدونستم که :)

پی نوشت 4: این سر در آوردن های من یه مدتی در امور ماوراء الطبیعه بوده و این عجیب نیست که توانایی های خاصی هم داشته باشم در این زمینه بعد از این همه مدت :دی اسمایلی تهدید :دی

پی نوشت 5: واقعا نمی دونم چرا اولویت هام رو رعایت نمی کنم :|