قصد لبخند ندارم
قصد لبخند ندارم
زندگی غم بار است
و آسمان سخت به آتش نزدیک
و جهان تاریک است
نه چراغی به کف عاقل و فرزانه بماند
نه نگاهی که کند راهنمایی ما را
و به ما گفته شده
که از این وقت و زمان بگریزیم
که به این جا و مکان بستیزیم
باید آماده ی هر درد و عذابی بشویم
باید آماده ی هر رنگ و نقابی بشویم
باید از خنجر صد دوست هراسان باشیم
به خداوند ولی مملو ایمان باشیم ...
به خدایی که خودش چاره ی بیچارگی است
دل درمانده ی خود را به خداوند دهیم
که از این دامگه غصه و آژنگ رهیم!
***
پی نوشت : حواسم به هیچ چی نیست :|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۲ ساعت 12:1 توسط رهگذر
|