قصد لبخند ندارم

زندگی غم بار است

و آسمان سخت به آتش نزدیک

و جهان تاریک است

نه چراغی به کف عاقل و فرزانه بماند

نه نگاهی که کند راهنمایی ما را

و به ما گفته شده

که از این وقت و زمان بگریزیم

که به این جا و مکان بستیزیم

باید آماده ی هر درد و عذابی بشویم

باید آماده ی هر رنگ و نقابی بشویم

باید از خنجر صد دوست هراسان باشیم

به خداوند ولی مملو ایمان باشیم ...

به خدایی که خودش چاره ی بیچارگی است

دل درمانده ی خود را به خداوند دهیم

که از این دامگه غصه و آژنگ رهیم!

***

پی نوشت : حواسم به هیچ چی نیست :|