مرا غمت بس است

دل صبا نیاز به باد ندارد
صبا پر از صداست نیاز به داد ندارد
نمی طلبد دل را؛ نمی طلبم او را
طلب ندارم و او هم ترانه ی شاد ندارد
دل شکسته ام مرحم نمی طلبد
مرا غمت بس است نیاز به مراد ندارد
مراد دل من را خدا نگه دارد
خدا پر از غناست و اعتیاد ندارد
احتیاج به تو اعتیاد سنگینیست
معتاد تو هرگز نیاز به مواد ندارد
به بوسه و به کنارت به خنده و به نگاهت
مراد تو مجنون است نیاز به مداد ندارد
مداد می کشی ابرو را مداد میکشی چشمانت
به نقاشی نیازت نیست زیاد ازدیاد ندارد

حوصله

حوصله ندارم که تو را

از دور

یا نزدیک ببینم

فقط میخواستم با تو

بنشینم ...

دلیل

بی تو ماندن دلیل میخواهد

و منی که بی تو بی دلیلم

مانده ام در راه بی پایان

مانده ام در راه بی درمان

که تو را بی دلیل میخواهم

می نویسم

می نویسم از تو

از تو که بیداری

از تو که تا هستم

در دلم می مانی ...