حرف فقط حرف است ...
بدجور بی قرارو هراسانم می آورم پناه به شعر اما
حس ام درون واژه نمی گنجد میخواهم از چه چی گویم ها !؟
سخت است اینکه جای خودم باشم سخت است اعتراف کنم بی تو
من زنده ام هنوز . غم انگیز است . من زنده ام بدون تو تا دنیا
ثابت کند که حرف فقط حرف است ثابت کند که شعر فقط شعر است
دنیای واقعی غزل من نیست باید قبول کرد که آدم ها
سخت است اگر چه باور آن اما هر قدر هم که عاشق هم باشند
هر قدر بی قرار رسیدن ها . یک روز می رسد که تک و تنها
حل می شوند در خود و می بینند با خاطرات مانده گلاویزند
هر چند گفته اند که میمیرند مجبور می شوند دقایق را ...
حس ام درون واژه نمی گنجد میخواهم از چه چی گویم ها !؟
سخت است اینکه جای خودم باشم سخت است اعتراف کنم بی تو
من زنده ام هنوز . غم انگیز است . من زنده ام بدون تو تا دنیا
ثابت کند که حرف فقط حرف است ثابت کند که شعر فقط شعر است
دنیای واقعی غزل من نیست باید قبول کرد که آدم ها
سخت است اگر چه باور آن اما هر قدر هم که عاشق هم باشند
هر قدر بی قرار رسیدن ها . یک روز می رسد که تک و تنها
حل می شوند در خود و می بینند با خاطرات مانده گلاویزند
هر چند گفته اند که میمیرند مجبور می شوند دقایق را ...
***
پی نوشت 1: شعره که تو پست قبلی نه قبلیش اشاره کرده بودم
پی نوشت 2: شاعر: م.رفیعی
پی نوشت 3: سرماخوردگیه ول کن من نیست :|
پی نوشت 4: بارون داره میاد و نت هی قطع و وصل میشه شاد باشم یا ناراحت :|
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم آبان ۱۳۹۳ ساعت 10:48 توسط رهگذر
|