چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم؟
الآن شروع میکنیم به بررسی این فرایند که خود به فرایند های خاستگاری ، بله بران ، عقد ، عروسی و سایر مراسم رسمی ، غیر رسمی ، محلی ، قومی قبیله ای ، خانوادگی و ... تقسیم میشود!
از خاستگاری شروع میکنیم و فرض میکنیم توی مورد نظرتان را یافته اید و الآن میخواهید به مرحله ی خاستگاری برسید حالا میرسیم به موضوع انشاء! از همین جا شروع میکنیم به ریشه یابی مشکلات جوانان امروزی ... خوب اولین کسی که میخواهد من و تو ما نشویم همین تویی است که داریم میرویم خاستگاری اش ... حالا کلاس گذاشتن ها و بی محلی ها و شماره ندادن ها و موضوع را از خاستگاری دور کردن هایش به کنار این نه گفتن های بی دلیل خیلی مشکل جدی ای است و منطقا اولین گزینه ی روی میز کسانی که میخواهند من و و ما نشویم میشود ... حالا از این مورد که بگذریم چیزی که می آید وسط خانواده ی من و تو است که کلی میگویند عروس/داماد ما باید ال باشد و بل! پس از این که خانواده ها هم موافقت کردند و تو هم موافقت کردی فرایند خاستگاری صورت میگیرد و اینجا مشکل بعدی شروع میشود بله حرف مردم!
مردم کشور ما مردم خیلی فهیم و هوشمندی هستند ولی اگر بخواهند در مورد هم نظر ندهند که نمیشود! باید نظر بدهند که من به تو میخورم یا من با خانواده ی تو چه گفته ام که چهار تا بگذارند رویش و بگذارند دست فامیل خانواده ی تو و بعد دعوا و گیس وگیس کشی شود و ...
حالا خاستگاری و مراسم مربوط آن که تمام شد باید به بله بران برسیم و نرخ بله ی عروس مشخص شود که خودش مسبب مشکلاتیست که مربوط به اکثر کسانیست که در مرحله ی قبل ذکر شد و اینبار چیزی که اضافه میشود عرف و نرخ کاذب اجتماع است که موجب درگیری های مربوطه ی این مراسم میشود!
بعد به مراسم عقد و دعوا ها و چشم و همچشمی های مربوط به آن میرسیم که بیش و کم همگی شاهدش بوده ایم ... حالا از حوادث نا مترقبه ی برای عروس و داماد که ممکن است پیش بیاید هم اصلا اشاره نمیکنم و اصلا هم یادم نمی آید از کی این نقل این گونه حوادث در ذهنم آمد ...
حالا از عقد که گذشتیم به ما شدن رسیدیم؟ طبیعتا نه :) هنوز تا عروسی گرفتن و مشکلاتش و آمده شدن خانه و مراسم جهاز کشون و اوه شما فکر میکنید با ذکر اینا من هم میخواهد با تو ما بشود؟
***
پی نوشت 1: میخواستم مورد خودم بگم ولی خوب که چی :)
پی نوشت 2: فعلا دانشگاهم شروع نمیشه :دی باید تولدم بشه بعد برم :دی