هنوز عاشقی از واژه های دشوار است

که عشق "صحبت اغنیای تبدار است

کسی که از غم خود نمی کند صحبت

که غم ندارد و غم برای او تار است "

کسی که در پی حالش نمی کند کوشش

نه عاشق است که از گونه های بیمار است

کسی که عاشق است خبر دارد از همه چیز

ولی فقط به غم عشق خود گرفتار است

نمیکند لب خود تر به گفتن از غیر

که هر چه هست برایش ز حکم دلدار است

به کوشش است جهان تا بدو کند حالی:

"که در جهان طبیعت فرشته بسیار است"

ولی دل او با فرشته ی خویش است

-فرشته ای که همیشه با دلش یار است-

جهان پر است از پری دیو سرشت

بهشتِ بی رخ یارش، برای اغیار است

***

پی نوشت: نمی دونم به چه مناسبتی بیت بیت به این اضافه شده ولی مصرع آخر رو الآن اضافه کردم و به مناسبت ولنتاین و این چیزا پستش میکنم :) معنی و وزن و اینا هم زیاد نداره حوصله هم ندارم چک کنم وزنش رو :)