گشته دلم دوباره سر گشته هم چو مجنون
باز از دلم شنیدی و آن را به جلوه دیدی
نزدیک تر رسیدی دل را به شکوه چیدی
قلب مرا ندیدی در خانه ای پر از خون
گشته دلم دوباره سر گشته هم چو مجنون
یوسف به مصر نشیند در محضر زلیخا
بیند به شور و غوغا شد راز دل هویدا!
من غم گسار عشقم گویم چرا به عشقم
تا عقل در سرم نیست گویم خدا به عشقم!
عقل ار به من ندیدی آن را تو کی ربودی
عقلم همان ربود که آن را تو در سجودی
***
پی نوشت 1 : نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387 ساعت 23:14 شماره پست: 198
پی نوشت 2 : لپ تاپم باز خراب شده :|
پی نوشت 3 : فک کنم یکی دو بیت دیگه وسطش میخواد تا ارتباطش کامل برقرار باشه ولی همینجوری گفتمش که الآن هم حس اصلاحش نیست!
+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲ ساعت 10:46 توسط رهگذر
|