تو آمدی به دیدار منم به تو گرفتار 

مده به دل تو آزار تو نارنین و من یار 

به تو سلام دادم به تو پیام دادم 

از این مقام دادم به تو نظر به یک بار 

تو دادیم پیامی به قصد انتقامی 

شنیدمت کلامی به سان هر گرفتار 

کلام تو به جانم دهد نشاط بسیار 

منم یکی جوانم مده مرا تو آزار 

اگر تو راست مهری چه منتظر به سحری

که سازمت به شعری به آسمان مددکار 

تو آمدی جلو تر به اشک و دیده ای تر:

به دل سپردمت سر که سازیش به دل، دار 

***

پی نوشت 1: نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387 ساعت 19:7 شماره پست: 170

پی نوشت 2: شنبه دیگه تموم میشه ... یه نفس راحت شاید بکشم بعدش چند روزی :دی

پی نوشت 3: قم، صبح تولد امام رضا (ع) تقریبا یاد همه تون بودم چه اونایی که هستن چه اونایی که نیستن و اینا اسم یه عده تون هم نوشتم که یادمه مثلا و زیارت و اینا کردم به نیابتتون :دی

پی نوشت 4: این شعره رو دوست دارم با این که یکم ربط بیتاش خوب و کامل نیست :دی هی هم میخوندمش این چند وقته :دی